بر هرچه مینگرم ؛
نــــام تـــو بر آن نقش بسته است
و کلید باغ لبخند خداوند به دست توست ...
تو آن کتاب گشوده ، همیشه بی تردیدی و
دل بسته تو اسیر خداوند است در زمین ...
نـــام تـــو ؛
رمز عبور است و
گشایش به اشاره توست ...
در روزگار قحطی چشمانت؛
آسمان دلم ، جولانگاه ابرهای حیرت زاست ...
نبودنت؛
کوه وار آواریست بر سینه ام .
ای بهانه بودن و ماندن و سرودن!
محتـــاج چشـــم تـــو ام ...
بازآ و باز جاری کن!
در دشت جــان خستــه ام
رود مهــرت را ...
التماس دعا ...
یـــا حـــق
+ نوشته شده توسط آنــاهیــل در پنجشنبه هفتم آذر 1387 و ساعت
14:41 |

